تبليغاتX
سرزمین من

احمد باطبی

سراغ عکس های قدیمی رفته بودم و با نگاه به هرکدام خاطراتی تلخ و شیرین را مرور می کردم. همین طور که ادامه می دادم به عکس های واقعه ی دردناک کوی دانشگاه و هیجده تیر رسیدم که تأمل در این تصاویر دقت بیشتری می طلبید؛ دوباره به یاد آن روز ها افتادم و به یاد قربانی شدن جوانانی که آینده ی آن ها تباه شده بود، به یاد «حسین» که به خاطر ضربه ای که به سرش وارد شد دچار اختلالات روانی شده و نه آرزوی ادامه ی تحصیل بلکه او و خانواده اش فقط آرزوی شفا دارند، به یاد پیراهن خونی یک دوست، به یاد چشمان گریان یک مادر و ...

ادامه ی مطلب را در اصلاح طلب ایرانی مطالعه فرمایید.

 

+ نوشته شده در سه شنبه 18 تیر1387 9:29 بعد از ظهر توسط عرفان محتشمی پور |


 

رهبر فرزانه ی انقلاب

1. وفات روحاني مجاهد و عالم وارسته حضرت امام خميني -قدس سره- را به همه ي دوستاران و ره پويان راه راستين او تسليت و علو درجات معنوي را براي او از خداوند متعال خواستاريم .

2. همچنين قيام مردم در روز 15 خرداد سال 1342 در حمايت از سخنراني تاريخي امام در مورد "انجمن هاي ايالتي و ولايتي" و كشتار تظاهر كنندگان را تسليت عرض كرده و آن را گرامي مي داريم .

3. از موضوعاتي كه بين افراد جامعه ي ايران مطرح است ؛ مسئله ي ولايت فقيه است كه طرح آن به صورت جدي و اجرايي توسط امام بزرگوار در زمان تدوين قانون اساسي جمهوري اسلامي بوده و با نظر نماينگان خبرگان قانون اساسي و راي مردم يكي از اصول قانون اساسي را تشكيل داده است و خدشه و ان قلت های زیادی هم از جانب علما و هم روشنفكران به آن وارد شده است و بنده اين موقعيت را مناسب ديدم تا به صورت خلاصه به تبيين برخي از نظرات امام در اين مورد بپردازم :

         نکته: موارد ذکر شده ی زیر در بیان ولایت فقیه با توجه به نظرات و مبانی امام خمینی است و لزوماً با شرایط حاکم بر جامعه انطباق ندارد!

يك. بر هيچ كس پوشيده نيست كه هر جامعه اي نياز به يك ره بر دارد تا آن جامعه را از مهلكه ي سقوط حفظ، و آن را به سوي رشد و تعالي ببرد و با توجه به آموزه هاي ديني به ما اينگونه رسيده است كه جانشينان رسول خدا و حاكمان مسلمين در زمان غيبت « كساني اند كه پس از من (رسول اكرم -صل الله عليه و آله-) مي آيند ، حديث و سنت مرا نقل مي كنند و آن را پس از من به مردم مي آموزند.» و در زمانه ي ما همان مجتهدان علم فقه و عالمان ديني این وظیفه را به عنوان «ولیّ مطلق» به گردن دارند .

دو. از شرايط اصليِ حاكم اسلامي (يا همان ولي فقيه) داشتن علم و عدالت است . امام خميني مي فرمايند : « اسلام براي والي يك شرايطي قرار داده كه وقتي يك شرطش نباشد ، خود به خود ساقط است ؛ ديگر لازم نيست كه مردم جمع شوند ؛ اگر يك ظلم كند ، اگر يك سيلي بزند...»

شرط ديگر ولي امر مسلمين، داشتن مقبوليت از جانب مردم است « تولي در امور مسلمين و تشكيل حكومت بستگي به آراي اكثريت مسلمين دارد ، كه در قانون اساسي هم از آن ياد شده است و در صدر اسلام از آن تعبير مي شده به بيعت با ولي مسلمين ...»

از ديگر شروط ولي فقيه: رعايت تساوي در برابر قانون ، معتقد به اسلام ، اعراض از دنيا ، عدم لزوم شرط مرجعيت و وجود تواضع در حاكم اسلاميست .

سه. « اختيارات حكومتي حاكم اسلامي بين او و رسول اكرم -صل الله عليه و آله- و امير المؤمنين -عليه السلام- يكي است و تفاوتي ندارد و اين فضايل است كه متفاوت است ؛ ليكن زيادي فضايل اختيارات حكومتي را افزايش نمي دهد. خداوند همان اختيارات رسول اكرم –صل الله و عليه و آله- را براي حكومت فعلي قرار داده است ، منتها شخص معيني نيست بلكه روي عنوان "عالم عادل" است . وقتی مي گوييم ولايتي را كه رسول اكرم و ائمه داشتند بعد از غيبت ، فقيه عادل دارد ؛ براي هيچ كس اين توهم نبايد پيدا شود كه مقام فقها همان مقام رسول اكرم است . زيرا اينجا صحبت از مقام نيست بلكه صحبت از وظيفه است . ولايت يعني حكومت و اداره ي كشور و اجراي قوانين شرع مقدس ؛ يك وظيفه ي مهم و سنگين است ، نه اينكه براي كسي شان و مقام غير عادي بوجود آورد و او را از حد انسان عادي بالاتر ببرد.»

چهار. از مهم ترين خدشه هايي كه به ولايت فقيه وارد مي كنند ؛ به مطلقه بودن آن است و آن را نقض دموکراسی و تحکّم دیکتاتوری می دانند . در حالی که بیان امام اینگونه است : «اسلام دیکتاتور را محکوم می کند . اسلام یک نفر فقیه را اگر بخواهد دیکتاتوری بکند از ولایت ساقطش می کند.»« اگر یک فقیهی بخواهد زورگویی کند ، این فقیه دیگر ولایت ندارد.»

و به بیانی دیگر ، افعال و افکار ولایت مطلقه اولاً محدود به مصالح مردم است .« اندیشه ی حاکم جامعه ی اسلامی نیز همچون عمل او تابع مصالح مسلمانان است.» ثانیاً در چهارچوب قوانین الهی است .« در اسلام قانون حکومت می کند . پیغمبر هم تابع قانون بود ، تابع قانون الهی ؛ نمی توانست تخلف کند.» ثالثاً صفت عدالت ، فقیه را محدود می کند. رابعاً نظارت مردم مسلمان حاکم اسلامی را مجبور به رعایت قانون می کند. «همه ی مردم موظفند بر این امور نظارت کنند ، اگر من یک پایم را کج گذاشتم ، ملت موظف است که بگوید پایت را کج گذاشتی ، خودت را حفظ کن !»

پنج. اکنون اصل ولایت فقیه یکی از اصول قانون اساسی کشور است و رعایت آن بر همگان لازم و ضروری است.

        قابل توجه برادران بسیجی و ولایی : از آن جایی که ولایت فقیه جزء امور ضروری دین و مذهب نیست ؛ بنابراین ما (یعنی شما برادران!) نمی توانیم کسی را که اصل ولایت فقیه را زیر سؤال می برد غیر مسلمان یا حتی غیر شیعی بنامیم !

+ نوشته شده در چهارشنبه 15 خرداد1387 8:26 بعد از ظهر توسط عرفان محتشمی پور |


سید محمد خاتمی

  اول. سلام

  دوم. یک عذر خواهی بزرگ به خاطر غیبت زیادم .

    سال ها از حادثه ی خلقت می گذرد و از همان ابتدا میان انسان ها جنگ و نبردی با عنوان نبرد حق علیه باطل شکل گرفت که این نبرد و مبارزه تا امروز نیز ادامه داشته است و همچنان ادامه دارد؛ همواره انسان ها به دنبال ایجاد آرامش برای خویش، خانواده و اطرافیان خود بوده اند و آموخته اند که در این راه مبارزه کنند و در راه هدف استقامت ورزند...

ادیان الهی و مکاتب مختلف نیز در راستای همین نبرد و برای ایجاد آرامش و سعادت بشری شکل گرفته اند و با نگاهی گذرا بر صفحات تاریخ ــ این امانت دار دوران ــ در می یابیم که زندگانی بشر از ابتدا با مبارزه در راه احقاق حقوق مردم آمیخته بوده است...

کودتاها، انقلاب ها، شورش ها و ... همه و همه در راستای نبرد حق و باطل بوده اند که انقلاب اسلامی ایران نیز نمونه ای از آن است؛ مردم ایران که طی سالیان دراز محوریت و اثر گذاری خود را فراموش کرده بودند به این نتیجه رسیدند که باید خودشان برای مملکتشان تصمیم گرفته مسئولیت مشکلاتشان را برعهده بگیرند و در مقابل نظام سلطه قیام کنند ...

انقلاب اسلامی ایران به هر طریق و با سختی ها و فشار ها و ازدست دادن خیل جوانان ایرانی صورت گرفت ولی حالا دیگر بحث بر سر به بار نشستن این انقلاب بود؛ بحث بر سر نتیجه دادن این انقلاب و استفاده ی مردم از منافع آن بود؛ منافع اعتقادی، مدیریتی، اقتصادی و ... به عبارت دیگر حالا وقت آن رسیده بود که انقلاب به وعده های خود عمل کند و مفید بودن خود را ثابت کند...

در این مرحله نیروهای انقلابی وارد عرصه های اجرایی شدند و شروع به کار کردند؛ طبیعتاً در ایران هم همچون کشورهای دیگر دو طرز تفکر عمده وجود داشت؛ یکی قبول و تقدیس آن چه که در آن قرار داریم و پایبندی به اصول و حتی روش ها و تفکرات اولیه ی انقلاب و ...(تفکر اصولگرا  یا راست) و دیگری پایبندی به اصول و اعتقادات همراه با حفظ روحیه ی انقلابی و تحول طلبی، قبول کاستی ها و تلاش برای امر اصلاحات و ...(تفکر اصلاح طلب و چپ)

بر عُقلا پوشیده نیست که هر کدام از این دو تفکر با وجود دیگری معنا یافته اند و جامعه هنگامی به رشد و تکامل و پویایی خواهد رسید که هر دو طیف فکری با صلح و دوستی و برادری در کنار هم برای آبادانی وطن تلاش کنند. ولی متأسفانه در طول سالیان پس از انقلاب دیدیم که خیلی ها وجود تفکر اصلاح طلبی را در منافات با اهداف خویش (که مطمئناً خدمت نیست) دیدند و در صدد حذف این نهضت برآمدند و در این راستا از هیچ حربه ای دریغ نکردند؛ تهمت و توهین و افترا و بدگویی و تحقیر و تکفیر و ... .

اینجا بود که مردم متوجه شدند که ایران نیازمند انقلابی دوباره است؛ انقلابی دیگر که ارزش ها را تبیین کند، انقلابی که به بدخواهان بفهماند اگر بخواهیم می توانیم و هیچ فرد و قدرتی یارای مقابله با خواست ما را ندارد ... .

آری. مردم ایران را غیرت به سر آمد و در اقدامی بزرگ و بی سابقه به پای صندوق های رأی رفتند و طی انقلابی عظیم حماسه ی زیبای دوم خرداد سال 1376 شمسی را با انتخاب «فرزند فاضل انقلاب» "حجت الاسلام دکتر سید محمد خاتمی" به ریاست جمهوری ایران، رقم زدند و این بار بدون درگیری های خیابانی، بدون تیراندازی و کشتار و ... ایرانیان مشت ها را گره کرده و خواست خود را به مجریان ابلاغ کردند و آنچه در دل داشتند را بر کرسی اجرا نشاندند ... .

حماسه ی دوم خرداد تنها یک انتخابات ریاست جمهوری نبود بلکه رفراندومی بزرگ بود برای اینکه همگان بر تفکر و سلیقه ی مردم ایران و خواست آنان آگاه شوند و بفهمند که موج تکفیرها و توهین ها و بدگویی ها و ... نه تنها از محبوبیت تفکر اصلاحات نمی کاهد بلکه بر روسیاهی ذغال می افزاید و چهره ی واقعی مدعیان دروغین پیروی از خط امام و شهدا را آشکار می کند...

آری هنوز هم طعم شیرین این عید بزرگ در کام خیلی از ما جای دارد ولی افسوس که در سالروز دوم خرداد فاتحه می خوانیم بر تابوت اصلاحات، آزادی و جامعه ی مدنی! چرا که دیگر نه از تاک نشانی هست و نه از ملت تاکنشان...؛ افسوس که ما مردم ایران دوباره غفلت کردیم و روز به روز از حق خود دور تر شدیم و هنوز هم به خود نیامده ایم که چه بر سرمان آمد و چه کسانی به جای ما تصمیم گرفتند ...؛ غفلت کردیم و دوباره به اشتباهات قبل دچار شدیم چرا که فراموش کردیم که نباید در خانه نشست و ایران ما برای زنده و پاینده ماندن نیاز به امتداد روحیه ی انقلابی ما دارد و امروز روزی است که ایران و ایرانی نیازمند انقلابی دیگر و عظیم تر از دوم خرداد است...

و مبارزه همچنان ادامه دارد ...

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 2 خرداد1387 6:39 بعد از ظهر توسط عرفان محتشمی پور |


 

" واقعه ی کوی دانشگاه "

 

          روزنامه سلام پس از چاپ مقاله به نوشته عباس عبدی و با موضوع قتل های زنجیره ای توقیف شد.

 

          طی این حادثه دانشجویان چند شب را در کوی دانشگاه به مباحثه نشستند شب حادثه عده ای از دانشجویان راهپیمایی آرام در خیابان های اطراف انجام داده بودند .

          کمی بعد از نیمه شب نیرو های لباس شخصی وارد خوابگاه شدند و به دانشجویان معترض و حتی آنان که در اتاق ها شان خوابیده بودند حمله می کنند و با باطوم و زنجیر به جان دانشجویان می افتند . در این حادثه عزت الله ابراهیم نژاد توسط نیروهای نظامی شهید می شود . چشمان نفر اول کنکور نیز کور می شود.

 

 

          روز بعد مردم توسط روزنامه هایی که بعدا بصورت فله ای بسته شدند از حادثه شب گذشته با خبر شدند . دانشجویان بصورت خودجوش گروه هایی برای برقراری امنیت محل تشکیل داده و نیروی انتظامی نیز با احتیاط تر از دیشب با فاصله ای از کوی ایستاده بودند .

          احمد باطبی ، دانشجوی جامعه شناسی پیراهن خونین دوستش را بالای دست گرفت ، عکی وی در صفحه اول مجله انگلیسی زبان " اکونومیست " چاپ شد.

 

          دانشجویان شنبه در امتحانات آخر ترم شرکت نمی کنند و به نشانه ی اعتراض در کوی متحصن می شوند .

          موسوی لاری برای دانشجویان متحصن سخنرانی می کند . اما دانشجویان با سردادن شعار " خاتمی کجایی؟ دانشجویت کشته شد " خواستار حضور سید محمد خاتمی شدند .

 

          یکشنبه دانشجویان راهپیمایی آرامی را بین کوی تا دانشگاه تهران داشتند و در دانشگاه مستقر شدند.

 

          دوشنبه : بین دانشجویان اختلاف است عده ای خواهان تحصن در دانشگاه و عده ای می خواهند به مردم خارج از دانشگاه بپیوندند . حدود ظهر نزدیک به پانصد دانشجو با سر دادن شعار " خاتمی! خاتمی! حسین سازش ندارد " به سمت درب های خروجی حرکت می کنند . عده دیگری از دانشجویان جلوی خروج آنها را می گیرند و این کشمکش بین دانشجویان تا بعد از ظهر به درازا می انجامد.

حدود ساعت 7 نیروی انتظامی به سمت دانشجویان گاز اشک آور پرتاب می کند و این روز با همین اتفاقات به شب می رسد.

 

          سه شنبه در خیابان های اطراف کوی و دانشگاه در گیری های پراکنده ای رخ می دهد . با حضور نیروهای نظامی و بسیج خیابان های اطراف رنگ و بوی حکومت نظامی به خود می گیرد و حالا دانشجو بودن جرم است.

          دیگر نمی توان به کوی یا دانشگاه رفت . تلویزیون خبر از پایان گرفتن آشوب های این چند روز می دهد. حالا نیرو های نظامی کنترل شهر را در دست گرفته اند .

          با پیام سید علی خامنه ای و تبلیغات تلویزیون قرار می شود " اقشار مختلف مردم " برای اثبات همبستگی مردم و نظام به خیابان ها بیایند.

 

          چهار شنبه آنها به خیابان آمدند و پلاکارد های " دانشگاه جای منافقین نیست" را به دست گرفتند .

 

 

... و ادامه داستان

 

          سردار نظری فرمانده انتظامی تهران بزرگ از تمامی اتهامات تبرئه می شود و تنها یک سرباز وظیفه به دلیل برداشتن خودسرانه یک ریش تراش به 90 روز حبس محکوم می شود .

          هیچ لباس شخصی ای مجرم شناخته نشد .

 

          تنها کشته این ماجرا شهید عزت الله ابراهیم نژاد را مهمان ساکنان خوابگاه معرفی کردند . اکبر محمدی دستگیر و پس از 7 سال تحمل زندان و شکنجه های جسمی و روحی به دلیل ضعف جسمی و در نهایت اعتصاب 5 روزه جان خود را از دست می دهد . احمد باطبی ابتدت محکوم به اعدام و سپس به 15 سال حبس و در نهایت به 10 سال حبس محکوم می شود .  و اکنون 8 سال از جزای او می گذرد .

 

 

                          " به امید آزادی تمام زندانیان سیاسی"    

+ نوشته شده در دوشنبه 18 تیر1386 11:56 بعد از ظهر توسط عرفان محتشمی پور |


  نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد

               نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت

           ولی آنقدر مشتاقم که از خاک گلویم

                      سوتکی سازد

                                گلویم سوتکی باشد

                    به دست طفلکی گستاخ و بازیگوش

                                              و او یکریز و پی در پی دم گرم خودش را

                                                                 در گلویم سخت بفشارد         

             و خواب خفتگان خفته را آشفته سازد

                       بدین سان بشکند دائم سکوت مرگ بارم را ......


+ نوشته شده در سه شنبه 29 خرداد1386 1:27 بعد از ظهر توسط عرفان محتشمی پور |


ای علی شگفتا که در گفتمان پر جذبه و لبریز از غنای تو هم می توان تنهایی غریب خویش را سرشار ساخت و هم دیوان و ددان را مجازات کرد و هم از غوغای "ما" به امن "من" پناه آورد . و می توان در نبض قلمت حیاتی خوش یافت و در طنین صدای متواضع و دردمندت فریاد مغضوبین را یافت و در بالای بلند کلام از دل بر آمده ات بر اوج نیلگون سیاحت کرد . 

            http://zarorat.blogfa.com

ای علی ای که زبان تو زبان شور نو ایمان , امید و حرکت بود . ای که عرفان , برابری و آزادی در کلام تو نقد همیشگی مذهب در خدمت قدرت بود و سخن گفتن از ابوذر آگاهی و عدالت را در مخاطبانت زنده می کرد , به ما و به عالمان و مسئولان ما بفهمان که چطور ( چگونه ) اجازه ندهیم ایمان ,نام و نان برایمان بیاورد و نانمان و حتی ناممان را در خطر ایمانمان افکنیم.

ای علی ای زبان گویای ابوذر ای روح انقلابی و نا آرام و بی قرار ای که سنت و تجدد را هم زمان به پرسش خواندی به ما بیاموز که چگونه بیاندیشیم و چگونه به مبارزه با مالکان زر و زور و تزویر در زمان خود برخیزیم .

ای علی ای که برای گفتن حق و حقیقت به گستاخی و تندی و بلاغت سخن و رسایی کلام رنگی دیگر بخشیدی و روح آسی و چالشگرت همواره در جستجوی دریافت حقیقت بود , به ما و عالمان زمان ما بیاموز که چگونه از فاجعه پلید مصلحت پرستی که بیماری ای شده که هر که از آن مصون بماند بیمار می نماید , مصون بمانیم و حقیقت را در برابر مصلحت ذبح شرعی نکنیم .

ای علی به سیاست مداران و سیاست گذاران ما بیاموز که معنی زندگی : نان , ازادی , فرهنگ , ایمان و دوست داشتن است چرا که آنکه نان ندارد , معاد ندارد و انسان به سبب داشتن آزادی و اختیار مسئول است و مسئولیت زاییده آزادی است . آزادی که برای حفاظت از حریمش مجبور نباشی به انکار اراده ای برتر روی آوری و یا اینکه برای اثبات این اراده برتر , اراده و انتخاب وخد را نادیده بگیری و فرهنگ رو بنا و نمودی از زیر بنا و "بود" واقعی جامعه من و ایمان اصلی که اعمال ما باید بر آن تکیه کند و دوست داشتن نفی کننده تمایزات و اختصاصات حسبی و نسبی و بیانگر قانون تساوی است .

ای علی به سیاست مداران و دولت مردان بگو که آزادی فضیلت انسان است و آگاهی او ودیعه این آزادی است و آزاد است که از قوانین غریزی سرپیچی کند چنانچه از امر الهی سرپیچی کرد و این آزادی جستجو برای خوشبختی یا رستگاری را منتفی نمی کند و او را کافی نیست .

ای علی ای که طنین آوای پر شکوهت و رقص قلم پر جاذبه ات همراه آدم در "هبوط در کویر"روح عصیان گر آدمی و شکوه و عظمتخداوندی را به یاد می آورد و فریادت همراه "ابوذر"  بر سر زر و زور و تزویر هنوز به گوش می رسد و با "نیایش" راز و نیاز با خداوند و طلب از او را از درجه این دنیایی و پست به خواست های متعالی رهنمون می کنی و پیام و رسالتت را با "مخاطبان آشنا" یت زمزمه می کنی و با "ما و اقبال" روشن فکر دیندار و مسئول را می شناسانی و با "انسان بی خود" دوری انسان از خمد و خدایش و اسارت در چهار زندان را به سوگ می نشینی و در "گفتگو های تنهایی" ات اوج احساس های بلند و ماورائی و عقاید دلپذیرت را نجوا می کنی و با "فاطمه , فاطمه است " بانویی را معرفی می کنی که زن بودن او را از مسئولیت اجتماعی مبرا نمی کند و او عصوه و امام برای هر زنی است که می خواهد شدن خویش را خود انتخاب کند و ...

                               http://zarorat.blogfa.com

" سوگند به تنهایی که نتیجه عظمت ,عشق و یکتایی است و زاینده لطافت و اخلاص و عرفان . تا وقتی خدا تنهاست تو ای علی در تنهایی ما حضور داری .

سوگند به شهادت که تا وقتی که از جان گذشتگان حیات در قربان گاه عشق فدا می کنند تو بر شهادت پاک آنها شاهدی و شهید .

... و تو ای خدای بزرگ علی را به ما هدیه کردی تا راه و رسم عشق بازی و فداکاری را بیاموزاند و چونان شمع بسوزد و راه را بر ما روشن گرداند تو او را در فرصتی اندک به ما ارزانی داشتی و بسیار زود او را به عرش کبریایی خود خواندی تا در ملکوت اعلای خود بیاساید و در زندگی جاوید خود مغتنم باشد .

پرنده ای که رفت و مرگ او را پذیرا نبود پیش از آنکه مرگ در رسد جاودانگی او را در بر گرفته بود این جسم فانی زمانی  با بال های آهنین بر فراز زندگی و زمان به پرواز در آمد تا پیام خویش را به آینده برساند ." 1

                    یادش گرامی و راهش پر رهرو

پاورقی: _________________________

1: سخنرانی دکتر چمران هنگام تدفین دکتر شریعتی .

+ نوشته شده در سه شنبه 29 خرداد1386 1:7 بعد از ظهر توسط عرفان محتشمی پور |


     به نو کردن ماه بر بام شدیم

     با عقیق و سبزه و آیینه .....

     کوه آواز ما را پژواک داد که

     آمیخته ای بود از ایمان و آزادی و

     برابری و عشق .....

     آواز دلتنگی ما آواز جاودانه یافت

     در دومین روز از ماه آخر بهار , خرداد .....

                                     

+ نوشته شده در شنبه 19 خرداد1386 0:11 قبل از ظهر توسط عرفان محتشمی پور |


سلام به تمام ایرانیان

WwW.zarorat.Blogfa.cOm

+ نوشته شده در سه شنبه 15 خرداد1386 1:0 بعد از ظهر توسط عرفان محتشمی پور |


خانم الهام، همان فاطمه رجبی معروف که احمدی نژاد را معجزه قرن نامیده است، فحاشی های جدیدی نوشته که این بار علیه خاتمی و هاشمی و یونسی و یونسی نیست. این بار علیه مسیح مهاجری مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی نوشته که نزدیک به ربع قرنی است این روزنامه را منتشر می کند. گر چه مهاجری خود را از بلوک بندی های جاری بیرون میداند و تا حدودی هم چنین است، اما در تقسیم بندی های فعلی اصولگرا ترین روزنامه کشور است که حد اقل در انقلابی بودن و دفاع از رهبری هیچ روزنامه ای به پای آن نمی رسد. وقتی تعبیرات بی ادبانه و تند و فحاشی های خارج از نزاکت وی به مسیح مهاجری را میخواندم احساس کردم که خیلی اعصاب اطافیان رئیس جمهور به هم ریخته. اینقدر ها هم وضع دولت بد نیست که انتقاد عادی و مودبانه روزنامه جمهوری اسلامی را کودتای همه جانبه نام دهند. ما هم ایرانی هستیم. از اینکه دولت کشورمان اینقدر آسیب پذیر باشد که  با مقاله ی شخصی مثل آقای مسیح مهاجری در معرض سرنگونی و کودتا قرار گیرد وکودتاچی اش هم روزنامه جمهوری اسلامی باشد، احساس حقارت می کنیم. قطعا نه مسیح مهاجری و نه خیلی ازآنهایی که آقای مهاجری آنان را اسرائیلی می نامید، اسرائیلی نیستند. برای آقای احمدی نژاد یک خانم رجبی کافی است که نیازی به دشمن و کودتاچی و اسرائیلی نداشته باشد. آدم که حس فحش دادن پیدا کند، باید فحش بدهد. فرقی نمی کند خاتمی   و هاشمی و روحانی و یونسی باشد یا مسیح مهاجری!

به نقل از : وب نوشته ها

+ نوشته شده در شنبه 29 اردیبهشت1386 10:47 قبل از ظهر توسط عرفان محتشمی پور |


یکی نیست بگه دان هشت تکواندو چه ربطی به احمدی نژاد داره

zarorat

           ادامه مطلب...

+ نوشته شده در دوشنبه 24 اردیبهشت1386 1:27 بعد از ظهر توسط عرفان محتشمی پور |


X


صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو مطالب

نوشته های پیشین

تیر 1387

خرداد 1387

تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386



پیوندها

حرف هاي ناتمام "نوشته هاي دكتر علي شريعتي"
.: حزب اعتماد ملی :.
مجمع وبلاگ نويسان اصلاح طلب
زندگي رسم خوشايندي است
اصلاح طلب ایرانی
اخرین جرعه ی این جام تهی را تو بنوش! جنبش اصلاح طلبی - سیاسی ، اجتماعی
به شکوفه ها به باران برسان سلام ما را
سید ابراهیم نبوی
خاتمی باید بیاید.
اصلاحات؛ سلام
یاری؛ درخواست ایرانیان برای حضور سید محمد خاتمی.
"قانون دانان قانون شکن"
گفتمان اصلاحات
در تکاپوی نوشتن
فریاد بی صدا
اصلاحات نیاز امروز کشور ... ESL@H@T
داستان زندگی سرگرد امیری


پیوندهای روزانه

آرشیو پیوندهای روزانه


آمار وبلاگ
کاربران آنلاین:
بازديدها :